تبليغاتX
آزاد-aazaad

آزاد-aazaad

من آزادم-مثل تو.

ثبت كراوات اسلامي دروغ است

رئيس اداره طرح‌هاي صنعتي سازمان ثبت اسناد گفت: اين طرح 100 درصد رد شده و اصلا به ثبت نرسيده است.

به گزارش فارس ايرج احمدبزرگي، رئيس اداره ثبت طرح‌هاي صنعتي سازمان ثبت اسناد و املاك كشور اظهار داشت: ما در بحث ثبت موظف هستيم هر موردي را كه افراد درخواست بكنند بپذيريم اما ثبت آن به مفهوم قبول شدن و به ثبت رسيدن نيست.

وي ادامه داد: بايد از اين فرد كه مدعي شده طرح وي ثبت شده، سوال كرد كه اگر طرح را ثبت كردي، چرا شماره ثبت را اعلام نمي‌كنيد و اگر هم ثبت نشده چرا دروغ مي گوييد؟

احمدبزرگي گفت: قائدتا اداره حقوق سازمان ثبت اسناد و املاك كشور بايد با اين فرد برخورد كند و از وي شماره ثبت طرح را بخواهد.

رئيس اداره ثبت طرح‌هاي صنعتي سازمان ثبت اسناد و املاك كشور گفت: اين فرد درخواست خود را ارائه كرد و ما هم بررسي كرديم. 2 بار به وي اخطار داديم. بار اول به علت كامل نبودن مدارك و بار دوم به دليل اينكه اعلام كرديم اين طرح قابل ثبت شدن نيست.

وي با بيان اينكه براي به ثبت رسيدن طرح‌ها يكسري قوائد داريم، گفت: ماده 84 قانون ثبت طرح‌هاي صنعتي درباره موادري كه قابليت ثبت را ندارند، 4 مورد معرفي كرده است كه عبارتند از: 1- جديد و اصيل نبودن. 2-عدم عملكرد فني. 3- حاوي نمادها و نشانه‌هاي رسمي 4- مخالف نظم عمومي و اخلاق حسنه بودن. اين موارد در تمام دنيا پذيرفته شده است.

احمد بزرگي با بيان اينكه كراوات را نظم عمومي ما نپذيرفته است، خاطرنشان كرد: به همين دليل ما اجازه نداريم كه در يك مكان رسمي، با كراوات شركت كنيم.حتي وزارت امورخارجه هم كه ويترين كشور ما است، حق ندارد از كرا‌وات استفاده كند.

وي با بيان اينكه اين طرح، خلاف بند 4 ماده 84 قانون طرح‌هاي صنعتي است، گفت: نوشتن آيه قرآن بر روي كراوات هم مشمول موضوع استفاده از نمادها و نشانه‌‌هاي رسمي و همچنين اخلاق حسنه مي‌شود و باز هم نمي‌توان آن را ثبت كرد.

احمدبزرگي تأكيد كرد: اين طرح 100 درصد رد شده و اصلا به ثبت نرسيده است.

وي افزود: اداره حقوقي سازمان ثبت اسناد و املاك كشور بايد بابت انتشار اين خبر غير واقع با اين فرد برخورد كند.

گفتني است، از مدتي قبل فردي به نام «ه.ك» مدعي شده است كه با ارائه طرح‌هاي جديد و اسلامي در زمينه كراوات، موفق شده 2 طرح را در سازمان ثبت اسناد به ثبت برساند.
طرح اوليه اين فرد شبيه به شمشير ذوالفقار بود و دومين طرح وي هم شبيه به يك خودنويس است كه وي اقدام به چاپ آيه شريفه‌«ن والقلم» بر روي آن كرده است.

اين 2 طرح كه از سوي اين فرد بر روي سايت‌هاي مختلف قرار گرفته، از سوي مردم با واكنش‌هاي متعددي مبني بر وهن به اسلام مواجه شده است.

+ نوشته شده در  89/09/26ساعت 14:27  توسط محمدباقر محمدی راد  | 

دهقان ناصرآبادی کاندیدای حزب اعتماد ملی

جناب آقای دهقان ناصرآبادی در انتخابات مجلس هشتم از حمایت رسمی و علنی حزب اعتماد ملی برخوردار بود.

روزنامه اعتماد ملی به دبیر کلی مهدی کروبی در تاریخ ۱۹/۱۲/۸۶ به صورت رسمی از کاندیداتوری غلامرضا دهقان ناصرآبادی در حوزه انتخابیه کازرون حمایت کرد (اینجا را ببینید) این حمایت در بسیاری از نشریات و پایگاه های اینترنتی بازتاب یافت.

پس از انتخاب مجلس هشتم نیز در تحلیل بسیاری از سایتها و روزنامه ها در ارزیابی آرایش سیاسی مجلس هشتم نام دهقان ناصرآبادی به عنوان کاندیدای حزب اعتماد ملی قرار گرفت.

از جمله روزنامه جام جم (اینجا را ببینید) ۲۶/۱۲/۸۶

روزنامه قدس (اینجا را ببینید) ۲۷/۱۲/۸۶

دهقان ناصرآبادی هیچ وقت حمایت اعتمادی ملی از خود را در نشریات کشوری مثل اعتماد ملی، قدس، جام جم و... و يا در سايتهاي خبري تكذيب نكرد.

دهقان ناصر آبادي تنها در يك نشريه محلي (كه خبر آن به حزب اعتماد ملي نمي رسيد) حمايت رسمي اعتماد ملي از خود را تكذيب كرد!

از خوانندگان محترمي كه اين تكذيبه را در اختيار دارند تقاضا مي كنم نام و تاريخ اين نشريه و ترجيحا تصوير آن را براي ما ارسال كنند. تا ببينيم اين تكذيبيه اصلا بعد از انتخابات منتشر شد يا قبل از انتخابات!

در انتخابات رياست جمهوري دهم نيز دهقان ناصرآبادي از يك سو در مراسم افتتاح دفتر كازروني هاي مقيم تهران در حمايت از ميرحسين موسوي شركت كرد كه خبر آن به صورت رسمي منتشر شد. (اينجا را ببينيد) از طرفي براي مسئول ستاد احمدي نژاد پيامك حمايت از دكتر احمدي نژاد فرستاد (در هفته نامه سلمان منتشر شد) و در نهايت هم اعلام بي طرفي كرد!

همه اين ها در حالي صورت مي گرفت كه شعار اصلي آقای دهقان «سياست صادقانه» بود!

حالا قضاوت با شما.

 

+ نوشته شده در  89/08/05ساعت 11:58  توسط محمدباقر محمدی راد  | 

نامه آیت الله علم الهدی به میرحسین موسوی

در پي انتشار بيانيه اخير ميرحسين موسوي، داوطلب شكست خورده دهمين دوره انتخابات رياست جمهوري آيت الله سيد احمد علم الهدي امام جمعه مشهد با انشار مطلبي به برخي از سياه‌ نمايي‌هاي بيانيه 17 موسوي پاسخ داده است. 

به گزارش جهان، متن اين مطلب به شرح زير است:

جناب آقاي مهندس مير حسين موسوي
علي‌رغم اينكه بنا دارم به انبوه فحاشي‌ها و دشنام‌هايي كه در سايت‌هاي مختلف هواداران شما و مطبوعات وابسته نثار بنده مي‌شود پاسخي ندهم ولي چون چند جمله در ارتباط با سخنراني در روز چهارشنبه گذشته در ميدان انقلاب در بيانيه شما ملاحظه كردم فكر كردم خاطر شما را به نكات ذيل معطوف نمايم.

1- شما اين بيانيه را با سلام به ابي‌عبدالله شروع كرده و نميدانم مقصودتان كدام ابي‌عبدالله است اگر مقصود شما اباعبدالله الحسين (ع) است بايد عرض كنم اين بيانيه شما در ابتدا دچار يك پارادوكس است شما به ابا عبدالله الحسين سلام داده‌ايد و تصريح فرموده‌ايد: حرب لمن حاربكم و در همان سطور اوليه افرادي كه علي رئوس الاشهاد نشان داده شدند پرچم مشكي مثلث كه بر روي آن نوشته شده بود يا حسين شهيد دور سر چرخاندند و در آتش انداختند و اعلام حرب با حسين نمودند آنها را مردم خداجوي خوانديد آيا اين اظهار شما شبيه آن نيست كه در عصر تاسوعا وقتي عمر سعد به لشگر خود فرمان يورش به طرف سيدالشهدا (ع) داد آنها را خيل الله ناميد و فرياد زد (( يا خيل الله اركبي و با الجنه ابشري )) ( اي لشگر خدا سوار شويد به بهشت شما را بشارت باد )

2- شما فرموديد بنده از بلندگوي دولتي صحبت كردم يقينا حدود دوميليون و 500 هزار مخاطب بنده هم در آن روز به نظر شما جمعيت دولتي بودند وحبذا به دولتي كه اين همه جمعيت دارد.
شما فرموديد: بنده مردم را به جنگ بايكديگر دعوت كردم به اينكه يك عده را حزب‌الله و يك عده را حزب الشيطان ناميدم اين اشكال شما قبل از اينكه به بنده وارد باشد به خدا وارد است كه در قرآن در زمان پيغمبر امت اسلام را كه به مراتب محدودتر از جمعيت اين كشور بوده‌اند به حزب الله و حزب الشيطان تقسيم كرده است. چون در مورد حزب‌الله در آيه 56 سوره مائده كه خداوند مي‌فرمايد (( ومن يتول الله ورسوله والذين امنوا فان حزب الله هم الغالبون )) حزب‌الله را پذيراي ولايت خدا و رسول و كساني كه ايمان آورده‌اند ( كه مقصود از الذين امنوا الذين آمنوا در آيه قبل است كه به اتفاق سني و شيعه بر اميرالمونين (ع) تطبيق شده ) معرفي مي‌كند كه اين ولايت پذيران در امت اسلامند و در آيه 19 سوره مباركه مجادله مي‌فرمايد: (( استحوذ عليهم الشيطان فانساهم ذكرالله اولئك حزب الشيطان الاان حزب الشيطان هم الخاسرون )) ( شيطان برآنها مستولي شد و ياد خدا را به آنها فراموشاند آنها حزب شيطانند ) آنها كه مرجع ضمير هم در عليهم و انساهم هستند در آيه 14 همين سوره مشخص شده‌اند كه مي‌فرمايد: (( الم تر الي الذين تولوا قوما غضب الله عليهم ما هم منكم ولا منهم ويحلفون الكذب وهم يعلمون )) ( آيا نمي بيني كساني كه دوستي ورزيدند با گروهي كه خدا برآنها غضب كرده است در حالي كه اين افراد نه از شمايند و نه از آنها به دروغ قسم مي خورند و از دروغ خود آگاهند ) كه مقصود بخشي از امت اسلام بودند كه منافق شدند وبا يهود همدست گرديدند پس به گفته شما خداوند در اينجا با تقسيم امت به حزب الله وحزب الشيطان آنها را به جنگ داخلي واداشته است .

3- شما نقد فرموده‌ايد كه چرا بنده بخشي از جامعه را بزغاله و گوساله ناميدم اين تعبير را خدواند در قرآن در دو آيه عنوان فرموده است يكي در آيه 179 سوره مباركه اعراف: (( ولقد ذرانا لجهنم كثيرا من الجن والانس لهم قلوب لايفقهون بها ولهم اعين لا يبصرون بها ولهم اذان لا يسمعون بها اولئك كالانعام بل هم اضل اولئك هم الغافلون )) در اين آيه كساني كه دل دارند و فهم ندارند چشم دارند و بصيرت ندارند به چهارپايان تشبيه شده‌اند آيا كساني كه قدرت فهم امتياز اصل مترقي ولايت فقيه را ندارند و با آن دشمني مي‌ورزند و شعار عليه آن مي‌دهند مصداق اين اشخاص نيستند آيه دوم در سوره مباركه فرقان آيه 43 و44 مي‌فرمايد: (( ارايت من اتخذ الهه هواه افانت تكون عليه وكيلا ام تحسب ان اكثرهم يسمعون او يعقلون ان هم الا كالا نعام بل هم اضل سبيلا )) در اين آيه هم كساني كه هواي نفس خود را معبود خود قرار دهند به انعام وچهارپايان تشبيه شده‌اند آيا كف و سوت زن‌هاي روز عاشوراي حسيني با آن قيافه‌هاي منكر مصداق اين اشخاص نيستند.

4- شما فرموديد به اينكه بنده گفتم (( مردم توجه كنند جنگ است )) مردم را به جنگ و شورش داخلي دعوت كردم من اين سخن را از خود نگفتم بنده پيرو ولي فقيه زمان رهبر عظيم الشان حكيم هستم كه از ابتداي اين غائله اعلام فرمودند اين حركت برنامه ريزي شده دشمن جنگ نرم است البته از افرادي كه ضد ولي فقيه‌اند انتظار نداريم اين اعلام مقام ولايت را بپذيرند و قبول كنند.

5- شما در اينكه حقير از آيات و روايات و اصطلاحات مذهبي در استناد مطالب خود استفاده كردم بنده را به برخورد مراجع عظام و روحانيون فاضل تهديد فرموده‌ايد. اولاً از شما تقدير مي‌كنم كه در حوزه‌اي كه تخصص نداشتيد وارد نشديد و مقصود شما از روحانيون فاضل نمي‌دانم چه كساني هستند اما مراجع عظام كه فرمان و نظرشان بالاي سروچشم ماست شاگردان امام بزرگوار رضوان الله تعالي عليه‌اند. بنده در مورد (( بغي )) كه حركت شما را مصداق آن معرفي كردم به آيه شريفه قرآن و تفسير لغوي بغي به وسيله راغب اصفهاني در كتاب مفردات استناد كردم كه كتاب مفردات در لغت معني قرآن از نظر تمام فرق اسلامي حجت ونص است. آيات و توقيع شريف امام زمان به اسحاق بن يعقوب كه مستند اصل ولايت فقيه معرفي نمودم دقيقا منطبق با استناد و استدلال استاد الفقهاء و المراجع امام رحمه الله عليه در بحث ولايت فقيه در كتاب البيع است.
محارب بودن اغتشاشگران روز عاشورا مستند به حكم امام رحمت‌الله عليه درباره منافقين در هنگام عمليات مرصاد بوده است طبيعي است آنهائي كه فكر كرديد با بنده برخورد كنند بايد در حقيقت با خدا در آيه 42 سوره مباركه شورا برخورد كنند و يا با امام راحل بزرگوار در كتاب البيع
خاتمه: تمام سخن در يك كلمه: جناب آقاي موسوي (( ان ربك لبالمرصاد))
والسلام علي من اتبع الهدي
17 محرم 1431
+ نوشته شده در  88/10/13ساعت 19:52  توسط محمدباقر محمدی راد  | 

شمران

لاتهای شمران
گفتند :
ما بی شماریم
اما
آنیش مار بودند
ادعا کردند:
ما زیادیم
اما
فقط
وارثان ابن زیاد بودند
آنها
آمده بودند
چهره عاشورای سرخ ما را
سبز کنند
اما
خودشان روسیاه شدند!

***
***
بگذار عدو زبان درازی بکند
هر روز خیال فتنه سازی بکند

با تیغ ابوالفضل دلاور طرف است
با خون حسین هر که بازی بکند!

 




خدایا لعن کن اول ظالمی را که ظلم و ستم نمود حق محمد و آل محمد را و آخرین ظالمی که تابع آنها بر این ظلم باشد خدایا لعنت کن جماعتی را که با حسین مبارزه کردند و کسانی را که پیرو آنها بودند و با آنها بیعت نمودند و بر قتل حسین(ع) تابع آنها بودند خدایا همگی آنها را لعنت فرست ................

زیارت عاشورا

+ نوشته شده در  88/10/07ساعت 0:59  توسط محمدباقر محمدی راد  | 

آقای مطهری !ساده‌اندیشی‌اتان شما را به مؤید درون انقلابی مخالفان تبدیل کرده است

جمعی از دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف در نامه‎ای سرگشاده به علی مطهری نماینده مردم تهران در مجلس، نسبت به اظهارات اخیر وی واکنش نشان دادند.

به گزارش رجانیوز، در این نامه آمده است:

مواضع چندماه گذشته حضرتعالي خصوصاً نامه اخيرتان به آيت الله جنتي ما را وادار كرد كه پاسخي دوستانه و دلسوزانه براي شما منتشر كنيم. همچنين نكاتي را به شما و كساني كه در اين مدت بر مشي‌اي شبيه به حضرتعالي قدم برداشتند، گوشزد كنيم.

ابتدا به نكات كوچكي كه لابلاي سخنان‌اتان بدان‌ها اشاره كرديد، پاسخ مي دهيم و بعد به اصل و ريشه نامه‌اتان مي پردازيم.

اينكه چرا آيت‌الله يزدي خطاب به آقاي رفسنجاني فرمودند به شما چه ربطي دارد كه پيشنهاد آزادي زندانيان را طرح مي كنيد ولي خطاب به رئيس‌جمهور حرفي نزدند، پاسخ واضح است. رئيس‌جمهور مجري قانون اساسي در كشور است، اگر مجري قانون اساسي خواستار رأفت در حق بازداشت شدگان بشود و نه اينكه دستور آزادي صادر كند، جاي تعجبي نيست، چون در چهارچوب وظيفه قانوني خود عمل كرده است اما آقاي هاشمي دركدام موضع قانوني امر به آزاد كردن زندانيان كردند؟ بگذريم از آن مظلوم نمايي‌هاي ايشان و بغض براي بازداشت شدگان كه انسان را به فراموشي مي انداخت كه گوينده اين سخنان خود چه كارنامه درخشاني در زمان مديريتش در اين مسائل دارد.

اما اصل استدلالات شما و برادرتان جناب محمد مطهري و... در جهت محكوم كردن مقصرين دو طرف ماجراست. استدلال فرموديد كه انتساب اتفاقات اخير به آقايان هاشمي و موسوي، همانند استدلال معاويه است در قتل جناب عمار(س).

برادر ارجمند

ياران معاويه و اميرمؤمنان(ع) هردو در اين انديشه بودند كه در جبهه حق حضور دارند و هر دو، از نگاه خود در جهت حق مي جنگيدند. استحضار داريد كه شيعه تا قرن ها تنها شأني كه براي ائمه قائل بوده است، رهبري سياسي و فكري بوده و امامت به معناي امروزي آن و با تمام ابعاد دقيق كلمه از زمان حضرت امام رضا(ع) توانست براي شيعيان جا بيفتد. يعني زمان علي(ع)، در نگاه پيروان ايشان تبعيت از يك رهبر سياسي به عنوان جانشين پيامبر(ص) مطرح بوده نه امامي معصوم.

فرق ياران معاويه و علي(ع) اينجا بود كه عده اي توهم حق بودن و حق داشتن را داشتند و عده اي براي حق قطعي و مسلم به جنگ آمده بودند. اساساً عامل اصلي به وجود آمدن فتنه و جنگ و مسبب اصلي همه خونريزي ها چه كساني بودند؟ همان ها كه توهم حق بودن داشتند. آن روز اساساً نبايد جنگي رخ مي داد تا كسي شهيد شود يا اساساً خوني به حق و ناحق ريخته شود اما مطامع معاويه و توهم حق بودن يارانش سبب شد تا در برابر حق قطعي بايستند.

جالب اينجاست كه در همان برهه از تاريخ هم استدلال معاويه و يارانش كه آنها را با خيال حق بودن فريفته بود، از جنس استدلالات متوهمين امروزي بود و قتل عمار و حتي سربازان جبهه معاويه را به علي نسبت مي دادند. از طرف ديگر، آيا تمام حركات و سكنات سربازان علي(ع) درست و منطبق برحق بوده است؟ آيا مثلاً طي جنگ ايران و عراق هيچگونه اشتباه و ظلمي از جانب سربازان جبهه حق يعني مجاهدان ايراني سر نزده است؟ به نظر مي رسد كه ظلم هايي صورت گرفته باشد و بي شك به هر ظلمي مستقلاً بايد رسيدگي شود اما نبايد اصل و فرع را در حادثه ها گم كرد. مقصر اصلي احياناً ظلم‌هايي كه به سربازان عراقي كه در جبهه باطل مي جنگيدند، وارد شده است، چه كسي بود؟ غير از كسي است كه براساس مطامع و توهمات خود جنگي را به راه انداخت؟ غير از اين است كه تنها عامل وقوع خونريزي ها، معاويه ها و صدام حسين ها بودند و اساساً جنگي نبايد رخ مي داد تا احياناً ظلمي هم در وسط آن جنگ رخ بدهد؟ مسئله ما اينجاست كه براساس كدام حق، جنگي رخ داد تا شايد ظلمي هم رخ داده باشد؟

جناب آقاي مطهري

ما اطمينان نداريم كه اساساً قتل و شكنجه اي رخ داده باشد اگر چنين نيز شده باشد -كه خود ظلم است و توجيه هم ندارد و بايد ظالم را به محكمه برد-، اما قطعاً اصل ماجرا و آن كسي كه در درجه اول بايد مورد محاكمه قرار بگيرد، اشخاصي هستند كه از روي توهم يا خداي ناكرده مطامعي، توهم حق داشتن را براي عده اي به‌وجود آوردند و براين اساس جنگي به‌وجود آمد كه عده اي زيادي از دو طرف در آن آسيب‌هاي جدي ديدند.

آقاي مطهري آيا شكي در جملات خانم عفت مرعشي -همسر آقاي هاشمي- در صبح روز انتخابات وجود دارد؟ فيلم اين سخنان را نديده ايد؟ از تحليل گران عادي كسي بود كه در روز انتخابات حتي گمان ببرد كه فردايش چنان اتفاقاتي مي‌افتد؟ همسر آقاي هاشمي يك روز قبل از شروع ماجراها با قطعيت فرمان به خيابان ريختن پس از شكست را مي دهند، در شرايطي كه همه شاهد برگزاري يك انتخابات خوب و در كمال آرامش بودند. بعيد است كسي ايشان را يك تحليل‌گر زبده سياسي و امنيتي بداند آيا اقتضاي تعقل غير از اين است كه بين حوادثي كه از فرداي انتخابات رخ داد و سخنان اينچنين واضح يك فرد عادي اما منتسب به شخصي صاحب نفوذ ارتباطي منطقي ديد؟ معناي اين ارتباط منطقي بين سخنان ايشان و اتفاقات را خودتان بيان كنيد آيا غير از سخناني است كه آيت‌الله جنتي به گوشه اي از آنها اشاره كردند؟

از آقاي هاشمي هم بگذريم -هرچند حق مسلم ملت گذشتني نيست- حضرتعالي نيز مستحضريد كه شكي در نتيجه انتخابات نيست. مدعيان تقلب هم كه پس از چندين و چند هفته هنوز دست كم يك دليل هم براي اثبات تقلب نتوانستند جور كنند كه عقل سليم از بابت قوت آن لااقل به آرامش برسد. اجازه دهيد معناي اين جملات را با هم مرور كنيم معناي اين جملات اينست كه درست مثل معاويه و صدام حسين و باراك حسين و... توهم يا مطامع شخصي يك نفر يا يك گروه ايجاب كرده است كه برپايه باطلي، حق به جانب جنگي را به وجود آورند و پا روي لااقل حق مسلم 24.5 ميليون ايراني بگذارند و در وسط اين معركه كه به وجود آوردند عده اي بيگناه از دوطرف كشته بشوند يا آسيب ببينند يا به هر طريق ديگري مظلوم واقع شوند.

آيا رواست كه امثال شما و برادر بزرگوارتان و آقاي دكتر افروغ و محسن رضايي و... در برابر چنين ظلم بزرگي در حق اين همه از ملت سكوت كنيد يا حداكثر در ژست هايي روشنفكرانه بگوييد «اصلاح طلبان هم اشتباه كردند»؟ چرا شما و امثال شما آن زمان كه حق اين بخش بزرگ از ملت را مي خوردند و عده اي بي گناه را به كشتن مي دادند، فرياد برنياورديد و اكنون در موضعي حق به جانب و با نگاه عاقل اندر سفیه، اشتباهات دو طرف را گوشزد مي فرماييد؟ چرا زماني كه مد جامعه چنين است كه كوچك‎ترين ظلمي به يك طرف ماجرا -كه از قضا مقصر اصلي به وجود آمدن فتنه و بلوا نيز همان طرف هست- محكوم و بزرگنمايي شود امثال شما در خط مقدم تقبيح كنندگان فعالانه حاضرند اما در دفاع از رأي ملت ايران و ركن انقلاب اسلامي يعني ولايت فقيه نه تنها آنها را در خط مقدم نمي بينيم بلكه ساكت اند يا حداكثر با موضعي آرام و روشنفكرمآبانه دوطرف را به آرامش دعوت مي كنند؟

چرا هنگام كوچكترين اشتباه، احمدي‌نژادها فرياد «چرا اشتباه كرديد» امثال شما گوش فلك را كر مي كند اما در برابر بزرگترين ظلم هاي ديگران كوچكترين قاطعيت و فريادي از امثال شما ديده نمي شود؟

چگونه است كه داد شما نماينده محترم را براي بازداشت شدگان مي شنويم اما وقتي سخن از شهادت 8 بسيجي است كه به‌‌دليل توهم يك شخص كشته شدند، دادي از حضرتعالي و امثال شما بلند نمي شود؟ كساني كه تنها زماني از آنها صدايي بلند مي شود كه خط مخالف انقلاب نياز به مؤيدي درون انقلابي براي حرفهايش دارد، آيا به نظر دچار نوعي ساده انديشي نيستند؟ حق طلبي خوب است اما در همه جا. فرياد براي جلوگيري از ظلم خوب است اما به شرطي كه در برابر هر ظلمي، به اندازه بزرگي آن ظلم فرياد برآورده شود، نه اينكه با ظلم نيز گزينشي برخورد شود. فرياد براي دفاع از همه مظلومان لازم است نه فقط آن احياناً مظلوم هايي كه رسانه ها آنها را مطرح مي كنندو سر و صدا دارند.

آقاي مطهري مي دانيد چرا مواضع امثال شما، آقاي محمد مطهري، دكتر افروغ، محسن رضايي، دكتر علي لاريجاني و... اينقدر با آب و تاب توسط رسانه هاي خط فكري همان غرب زدگان كه در نامه‌اتان اشاره كرديد، دنبال مي شود؟ مي دانيد چرا بازدید امثال روزنامه اعتماد و اعتمادملي ها با تقدير و تحسين از شما و امثال شما ياد مي كنند و تيتر صفحه اول خود را بارها و بارها به سخنان امثال شما اختصاص داده اند؟ تاكنون به اين انديشيده ايد كه چرا شما و امثال آنان كه نامشان برده شد، توسط خط فكري غرب زدگان تشويق مي شوند اما امثال حضرات آيات مصباح يزدي ، جنتي و يزدي يا برخي سياسيوني كه قاطعانه از ولايت و خط ولايت دفاع مي كنند، در نظر آنها مبغوضند؟ مطمئن باشيد اصل و تمام جواب "ميخ دار" بودن حرفهاي آنان از آن جنبه كه فرموديد نيست، بلكه دفاع از حق هزينه دارد. بايد از آبرو مايه گذاشت، كاش روزي تمامي نخبگان حاضر به پرداخت اين هزينه ها بشوند و آنجا كه بايد سخن بگويند، سكوت نكنند و آنجا كه بايد سكوت پيشه كنند با سخنان خود انقلاب را دشمن شاد نكنند.

اميد است كه اين نهي از منكر و امر به معروف برادرانتان شما را نرنجانده باشد.

+ نوشته شده در  88/05/13ساعت 17:57  توسط محمدباقر محمدی راد  | 

آمپول سحرآمیز؟

وقتي مرحوم احسان طبري برجسته ترين تئوريسين ماركسيسم در آكادمي علوم شوروي سابق و عضو مركزيت حزب توده به اسلام بازگشت و با نگاهي موشكافانه و مستند به نقد علمي ماركسيسم نشست، رسانه هاي هر دو اردوگاه شرق و غرب با حجم انبوهي از تبليغات به مقابله و تخطئه او برخاستند و در اين ميان، نظر راديو مسكو-شوروي سابق- كه راديوهاي آمريكا و بي بي سي نيز با آب و تاب آن را پوشش مي دادند، جالب ترين- و البته خنده دارترين- نمونه بود. مفسر راديو مسكو مي گفت: ايراني ها موفق به ساخت آمپولي شده اند كه اگر به زنداني تزريق شود، آنچه به وي ديكته شده است را بر زبان مي آورد! وقتي اين خبر را با مرحوم طبري در ميان گذاشتم پوزخندي زد و گفت؛ بايد از رفقاي ماركسيست و دوستان امپرياليست! پرسيد، اگر ايران اسلامي تا اين اندازه پيشرفته است كه موفق به ساخت چنين داروي سحرآميزي شده است چرا اينهمه درباره عقب افتادگي علمي آن تبليغ مي كنيد؟ و اما، بر فرض كه متخصصان ايراني موفق به ساختن چنين دارويي شده و به من هم تزريق كرده باشند! تزريق دارو كه «سند» و «استدلال» نمي سازد. اظهارات من تحت هر شرايط و به هر علتي كه باشد، براي اثبات آن سند و دليل ارائه كرده ام، چرا به جاي پاسخگويي، لطيفه مي سرائيد؟!
اعترافات تكان دهنده متهمان آشوب هاي اخير در دادگاه علني روز شنبه و كيفرخواست مستند دادستان در دادگاه همانگونه كه انتظار مي رفت اردوگاه فتنه انگيزان را با شوك شديدي روبرو كرد، چرا كه اعترافات و اسناد منتشر شده از چنان استحكامي برخوردار است كه نفي و انكار آن براي سران فتنه امكان پذير نيست و از سوي ديگر به وضوح نشان مي دهد كه سران فتنه در تماس مستقيم با سرويس هاي اطلاعاتي بيگانه دست به فتنه انگيزي زده و بسياري از هواداران را با سوءاستفاده از صداقت و اعتماد آنان فريب داده و اعتماد آنها را پاي منافع آمريكا قرباني كرده اند.
شوك شديد ناشي از اعترافات و اسناد ارائه شده در دادگاه روز شنبه به آساني از واكنش هاي مضطربانه سران فتنه و صفحات روزنامه هاي زنجيره اي وابسته به آنها قابل درك است و دراين باره اشاره به چند نكته كه فقط مشتي از خروارهاست ضروري به نظر مي رسد.
1- ادعا مي كنند متهمان تحت فشار مجبور به اعتراف شده اند كه شواهد موجود از جمله، بازرسي هاي مكرر و مستمر، تاكيد خانواده ها و تصريح متهمان، اين ادعا را نفي مي كند ولي صرفنظر از بي اساس بودن اين ادعا، بايد - به قول مرحوم طبري- از اين آقايان پرسيد كه مگر فشار و آزار زنداني- بر فرض صحت- مي تواند سند بسازد و استدلال ايجاد كند؟! به عنوان مثال اگر كسي بگويد كه ملكول هاي آب از هيدروژن و اكسيژن تشكيل شده است و دستور العمل آزمايش براي اثبات آن را هم اعلام كند ديگر چه فرقي مي كند كه تحت فشار بوده يا نبوده؟! در كيفرخواست دادستان و اعتراف متهمان به اسناد و دلايل خالي از ابهام تكيه شده است چرا به جاي پوزش از كساني كه فريبشان داده ايد، لطيفه سرايي مي كنيد؟!
جالب آن كه ديروز يكي از روزنامه هاي اجاره اي دقيقاً همان نظريه مضحك رسانه هاي بيگانه درباره اعترافات مرحوم احسان طبري را براي مخدوش كردن اعتراف متهمان آشوب به كار برده و با تيتر درشت در صفحه اول نوشته بود «قرص اعترافات»!
2-عوامل اصلي فتنه و آشوب از قبل مي دانستند كه اعتراف مستند بازداشت شدگان و اسناد كشف شده، پته آنها را روي آب خواهد انداخت و به همين علت پيشاپيش اعترافات آنها را «ساختگي و تحت فشار»! قلمداد مي كردند و در مصاحبه ها و سخنراني ها و نوشته هاي خود خواستار آزادي بي قيد و شرط بازداشت شدگان بودند. چرا؟! اگر آقايان كاري نكرده و جرمي مرتكب نشده بودند كه از افشاي آن وحشت داشته باشند، چه دليلي داشت كه از قبل اعترافات را ساختگي بنامند؟! ممكن است بگويند كه از اعتراف تحت فشار نگران بوده اند كه اولا همانگونه كه گفته شد، فشار و آزار- مورد ادعا- نمي تواند سند و دليل بسازد و اعتراف غيرمستند در يك دادگاه علني و پيش چشم دهها ميليون نفر از مردم چگونه مي توانست باعث اضطراب شما شود؟!
مي گويند شخصي به كلانتري مراجعه كرده و اعلام كرد كه؛ طوطي سخنگوي من گم شده است، افسر نگهبان گفت يافتن طوطي گم شده كه در حوزه مسئوليت ما نيست و صاحب طوطي جواب داد؛ بله قربان! مي دانم، فقط خواستم از قبل گفته باشم كه اگر پيدا شد و حرفهاي آنچناني زد، شما بدانيد كه نظر شخصي خودش است و به من ربطي ندارد! بنده از اول هم با او اختلاف نظر داشته ام!!
3- اكنون فرض مي كنيم كه متهمان تحت فشار وادار به اعتراف شده اند - فرض محال كه محال نيست- خب! حالا بايد از سران فتنه پرسيد، وقتي «ژنرال» هاي شما تحمل چند روز زنداني كشيدن را ندارند و بلافاصله بعد از جدا شدن از زندگي مرفه خويش، به هر چه كه از آنها خواسته شود تن مي دهند؟! اولا؛ چرا بچه هاي مردم را فريب داده و آنان را با سوءاستفاده از اعتمادي كه به شما كرده اند، با چماق و كوكتل مولوتوف به ميدان مي فرستيد؟ و خودتان در حلقه هاي فشرده محافظان و فقط براي خالي نبودن عريضه به صحنه سرك مي كشيد و فرزندانتان را نيز در ناز و نعمت براي تحصيل به آمريكا و انگليس مي فرستيد و يا در خانه هاي اشرافي نوازش مي دهيد؟!
ثانياً؛ چرا وقتي ژنرال هاي شما با حرارت ديگران را به آشوب و بلوا دعوت مي كردند، آنها را دروغگو! نمي دانستيد و به عنوان قهرمان! از آنان ياد مي كرديد؟! اگر ادعاي شما را بپذيريم كه افراد ياد شده تحت فشار وادار به اعتراف شده اند؟! چگونه ادعاي ديگرتان قابل پذيرش خواهد بود كه از مقاومت تا پاي جان! و... حرف مي زديد؟!
ثالثاً؛ وقتي ژنرال هاي شما در مقابل چند روز زنداني كشيدن اينگونه-به قول خودتان- تسليم مي شوند؟ از كجا معلوم كه در مقابل وعده هاي رفاه و زندگي اشرافي و آنچناني كه از آن سوي آب ها داده مي شود، مقاومت كرده باشند؟! و يا بعدها مقاومت كنند؟!
البته، سران فتنه كه خيانت آنها به وطن، فريب مردم و ارتباطشان با بيگانگان فاش شده است مجبورند!! اعتراف كنندگان را مورد حمله قرار دهند ولي از نگاه مردم مسلمان و ايران دوست، شجاعت و جسارت آنها قابل تقدير است، چرا كه به ميل و رغبت خود از راهي كه رفته بودند بازگشته و با اعتراف مستند و مستحكم خويش سعي در پيشگيري از فريب ديگران داشته اند.
4- سران فتنه و رسانه هاي وابسته به آنها و يا رسانه هاي بيگانه و ضدانقلاب كه در حمايت از آنان يقه چاك مي دهند، هيچكدام براي نفي آنچه در كيفر خواست و يا اعتراف متهمان آمده، دليل و سندي ارائه نمي كنند و تنها به شانتاژ و ادعاهاي خنده دار متوسل شده و براي فرار از رسوايي، جاده فرعي باز مي كنند...
هدايت الله متين دفتري به روايت اسناد لانه جاسوسي خبرچين سازمان سيا، و شريك تجاري ارتشبد نصيري- رئيس ساواك- بود و بعد از انقلاب عضو منافقين شد. او فرزند احمدمتين دفتري، وزير رضاخان و ضمناً نوه دختري مصدق بود. وقتي از هدايت الله متين دفتري درباره خانواده اش سوال مي كردند، به جاي آن كه بگويد پدرم وزير رضاخان بوده است، مي گفت؛ من نوه مصدق هستم!!
حسين شريعتمداري
+ نوشته شده در  88/05/12ساعت 16:52  توسط محمدباقر محمدی راد  | 

ویژگی های درخشان

بسم الله الرحمن الرحيم

خداوند را سپاس كه بار ديگر ايران را سرافراز و مردم هوشمند ما را به آفرينش حماسه‏ى ماندگار ديگرى موفق ساخت. بيست و دوم خرداد يكهزار و سيصد و هشتاد و هشت، برگ زرينى شد از كتاب سرنوشت ايران كه مردم ما سطر سطر آن را با همت والا و عزم استوار خود نگاشته و هشيارى و پايدارى خود را به حراست از آن گماشته‏اند. حضور هشتاد و پنج درصدى در پاى صندوقهاى رأى در انتخابات اخير، نشانه‏اى آشكار است از احساس دلبستگى و غيرت و اهتمامى كه اين ملت كهن و پرافتخار، به دسترنج سى ساله‏ى خود ميورزد و اميد و آرزوئى كه به كمال و اعتلاى آن و زدودن كاستى‏ها و كجى‏ها از آن در دل ميپروراند.

اين همه از رحمت و فضل خداوند حكيم و قدير است كه اين بنده‏ى بيقدر و ناتوان و همه‏ى دلهاى متذكر و خاشع، بايد آن را قدر بشناسيم و جبهه‏ى شكر بر آستان منعم محبوب بسائيم.

رأى قاطع و بى‏سابقه‏ى مردم به رئيس‏جمهور منتخب و محترم، رأى به ويژگى‏هائى است كه كارنامه‏ى چهارساله‏ى دولت نهم بدانها زينت يافته است و سمت و سوى گرايشهاى اكثريتِ بى‏چون و چراى ملت را آشكار ميسازد. اين، رأى به گفتمان پربركت و عزتمدار انقلاب اسلامى است؛ رأى به استكبارستيزى و ايستادگى شجاعانه در برابر سلطه‏طلبان بين‏المللى است؛ رأى به مبارزه با فقر و فساد و تبعيض و مبارزه با اشرافيگرى است؛ رأى به ساده‏زيستى و نزديكى با مردم و غمگسارى از ضعيفان و مستضعفان است؛ رأى به كار و تلاشِ بى‏وقفه و خستگى‏ناپذير است.

اينها بخشهاى مهمى است از آنچه ملت ايران از منتخبان خود مطالبه ميكند و هر گاه كسى را با اين سمت و سو بشناسد، به او دل ميبندد و با بهره‏گيرى از موهبت آزادى كه هديه‏ى انقلاب اسلامى به اين ملت است، او را بر كرسى مسئوليت و مديريت مينشاند.

اينجانب در آستانه‏ى زادروز فرخنده‏ى نجات‏بخش بشريت، ولىّ اعظم خدا و امام صالحان حضرت حجةبن‏الحسن روحى فداه و عجّل اللَّه فرجه، اين عيد بزرگ را گرامى داشته و انتخاب جناب آقاى دكتر محمود احمدى‏نژاد را در دهمين انتخابات رياست جمهورى تبريك ميگويم و به پيروى از ملت بزرگوار ايران، رأى آنان را تنفيذ و اين مرد شجاع و سختكوش و هوشمند را به رياست جمهورى اسلامى ايران منصوب ميكنم. و براى ايشان و همكارانشان توفيق خدمتگزارى به مردم؛ و تلاش در راه اِعلاء كلمه‏ى اسلام؛ و اقدامات بزرگ و ماندگار و شايسته‏ى ملت و كشور عزيز؛ و حركت كوشنده به سوى پيشرفت و عدالت، از خداوند متعال مسئلت ميكنم. و بديهى است كه رأى مردم و تنفيذ اينجانب تا هنگامى است كه ايشان بر اين صراط قويم پايدار باشند.

در پايان با تجليل و تكريمِ نام و ياد امام بزرگوار و شهيدان عالى‏مقام كه ملت ما موفقيتهاى بزرگ خود را به آنان مديون است، علو درجات و شمول رحمت الهى بر ارواح طيبه‏ى آنان را از خداوند متعال مسئلت ميكنم.


والسلام على عباداللَّه الصالحين‏

سيّد على خامنه‏اى‏


12/5/1388

+ نوشته شده در  88/05/12ساعت 16:42  توسط محمدباقر محمدی راد  | 

پنج پيشنهاد روزنامه امريكايي به اوباما براي تشديد آشوب‌هاي تهران : تماس با موسوي، دعوت مردم به اغتشا

روزنامه امريكايي "وال‌استريت ژورنال" با ارائه پيشنهادهايي به اوباما از وي خواست تا از موج بوجود آمده در ايران نهايت استفاده را ببرد.

به گزارش رجانيوز، اين روزنامه خطاب به رئيس‌جمهور نوشت: اوباما بايد مانند دخالت امريكا در اغتشاشات سال 2008 تبت، انتخابات رياست جمهوري سال 2005 مصر و حمله روسيه به تاجيكستان، در خصوص مسائل ايران نيز دخالت كرده و از اين موقعيت به‌دست آمده نهايت استفاده را بكند. (عكس متعلق به وال‌استريت ژورنال)

وال‌استريت ژورنال در ادامه 5 پيشنهاد استراتژيك را كه در انقلاب هاي مخملي و براندازي هاي نرم مورد استفاده قرارمي گيرد، مطرح مي‌كن.

اين روزنامه در تشريح پيشنهاد اول مي‌افزايد: اوباما بايد با ميرحسين موسوي ارتباط برقرار كرده و نكات مورد نظرش را در اين موقعيت بيان كند. وي بايد از تجربيات سال‌هاي قبل استفاده كرده و بر اين موج به‌وجود آمده سوار شود. دولت اوباما با هوشياري و زيركي كامل توانست جو بايدن، معاون خود را به لبنان فرستاده و ائتلاف مخالف حزب الله را تحريك كرده و عليه آنها اقدام كند.

وال‌استريت ژورنال پيشنهاد دوم خود را توضيح داد: اوباما بايد يك پيغام ديگر نيز براي مردم ايران بفرستد، ولي اين دفعه وي بايد مردم را راضي كند كه دولت ايران قادر نيست كاري بكند. وي بايد آن‌ها را براي اغتشاش بيشتر ترغيب كند، به مردم ايران بگويد كه امريكا به مردم ايران كمك خواهد كرد و به اصلاح‌طلبان، تجار و ديپلمات‌ها كمك مالي خواهد كرد. كليد اصلي آن است كه به اصلاح طلبان كمك شود و به آنها بگويد كه تا چه حد امريكا مي تواند به آن‌ها كمك كند و پشتيبان آنها خواهد ماند.

دو نويسنده اين روزنامه با تأكيد بر اينكه "انقلاب نارنجي سال 2004 در اوكراين يك الگو است"، خاطرنشان كردند: در آن مدل، غرب به معترضان پيوست و از آنها حمايت كرد كه در مورد انتخابات تشكيك كرده و نتيجه انتخابات را نپذيرند. اين امر در ايران بايد به گونه اي باشد كه نه تنها مردم را به عدم قبول نتايج ترغيب كند تا آن‌ها خواهان انتخابات مجدد شوند بلكه بايد شرايطي اتخاذ شود كه مانند اوكراين و شوروي سابق تمامي كانديداها نيز در انتخابات شركت كنند.

اين روزنامه پيشنهاد سوم خود را تماس و تبادل نظر دائم و مستقيم اوباما با سفراي امريكا در اروپا و ديگر كشورهاي منطقه خليج فارس و فراريان ضد رژيم خوانده و تأكيد مي‌كند اوباما بايد از تمامي مخالفان ايران در سراسر جهان كمك بگيرد.

پيشنهاد چهارم اين روزنامه افزايش چشمگير پشتيباني هرچه سريع‌تر مالي از "راديو فردا" عنوان و اضافه شده است: از راديوهاي فارسي زبان تأثيرگذار هم بايد استفاده كنند و از امكانات راديو آزاد اروپا و راديو آزادي حمايت كامل شود. راديو فردا نيز با تحليل‌ها و خبرهاي خود كمك به‌سزايي در دستيابي به اهداف خواهد كرد.

وال‌استريت ژورنال در توضيح پيشنهاد پنجم نوشت: اوباما بايد كمك كند كه اصلاح‌طلبان ايراني، معاندين و مخالفان، بتوانند رژيم را در زمينه عقيدتي به چالش بكشند، بايد مانند براندازي كه در لهستان كمونيستي در دهه 1980 انجام شد، دستگاه‌هاي فتوكپي و فاكس در اختيار مخالفان قرار داده شود. امروزه اصلاح‌طلبان نياز مبرمي به شبكه اينترنت و ديگر وسائل ارتباط جمعي دارند و بايد راه هاي دستيابي به اينترنت از راه دور را در اختيار گروه هاي اصلاح‌طلب قرار داد.

اين روزنامه با تأكيد بر اينكه بايد كمك هاي مالي فراواني در اختيار NGOها قرارداده شود تا صداهاي بومي در راديو، وبلاگ‌ها، كليپ‌هاي ويديويي و ديگر توليدات رسانه اي در داخل كشور توليد شود. در همين زمينه بايد امكانات ماهواره‌اي، شبكه هاي تلويزيوني و دسترسي به اينترنت هر چه بيشتر در اختيار مخالفان قرار گيرد.

نويسندگان روزنامه همچنين به اوباما توصيه كردند كه با دعوت كردن از كميته‌هاي رصد ماهواره‌اي زمين CEOs)،Facebook, Twitter, Google) به كاخ سفيد و ديگر فعالان تأثيرگذار رسانه‌اي هرچه بيشتر با خود هماهنگ كند زيرا بسياري از اين كميته‌ها به شدت از سوي اوباما پشتيباني مي‌شوند و آنها بايد در اين موفقيت سياست خارجي سهيم شوند.

اين روزنامه در پايان نيز تأكيد كرد: اوباما همچنين بايد با كمك نيروي نظامي و با استفاده ازامكانات" EC-130 "Commando Solo " كه به‌عنوان مراكز سيار هوايي تلويزيون و راديو استفاده كرده و اين امكانات را در اختيار رهبران اصلاح‌طلب قرار دهد تا بتوانند به‌طور مستقيم با مردم صحبت كنند.

+ نوشته شده در  88/03/29ساعت 12:2  توسط محمدباقر محمدی راد  | 

عسگر‌ اولادي: رسانه ها امانت دار باشند؛ بنده به احمدي نژاد اعتراض نداشتم

به گزارش خبرگزاري فارس، حبيب‌الله عسگراولادي در جشن بزرگ ميلاد حضرت فاطمه زهرا (س) با ابراز نارضايتي از تحريف و تغيير سخنان او در برخي رسانه‌ها گفت: روزنامه‌ها سخنان مرا به عنوان اعتراض به دكتر احمدي‌نژاد منعكس كردند، اما اين امر خلاف است. زيرا همه مي‌دانند كه نامزد مورد قبول بنده در انتخابات دكتر محمود احمدي‌نژاد بود و در موتلفه اسلامي و جبهه پيروان خط امام و رهبري نيز كه من خادم هستم همه به اتفاق از ايشان حمايت كرديم. اما عده‌اي در اين ميان قصد تشويش دارند و سخنان مرا اشتباه منعكس كردند
وي افزود: من نامي از آقاي احمدي‌نژاد نبردم بلكه از برخي طرفداران نقل كردم كه راي الباقي و ديگران را باطل و خود را حق مي‌دانند.
وي گفت: ما همان طور كه 24.5 ميليون راي به احمدي‌نژاد را تبريك مي‌گوئيم بايد به بقيه هم تبريك بگوئيم زيرا احمدي‌نژاد و رئيس جمهور همه هستند.
وي افزود: ما در اين شرايط واقعا به التيام نياز داريم و بايد به خواست مقام معظم رهبري توجه كنيم و در مسير وحدت ملي گام برداريم.
وي با اشاره به تلاشهاي آمريكا و اسرائيل گفت: و سخنان سلام هزينه‌هاي كلاني كرده و مزدوران را خريده‌اند و قاطي طرفداران نامزدهايي كه راي لازم را نياورده‌اند كرده‌اند مي‌خواهند به وحدت ملي ما آسيب بزنند و ملت را به جان هم بيندازند.
وي تاكيد كرد: سخنان من در رسانه‌ها اشتباه منعكس شده و من به آقاي احمدي‌نژاد اعتراض نداشتم بلكه منظورم طرفداران نامزدها بوده است.
وي در بخش ديگري از سخنان خود گفت: الحمدالله انتخاباتي نصيبمان شد كه تاكنون بي‌نظير بود كسانيكه مي‌خواستند انتخابات را با تشويش اذهان مخدوش كنند، شكست خوردند.
وي با اشاره به انتخابات پارلماني در اروپا گفت: مردم اروپا در انتخابات پارلماني 43 درصد شركت كردند ملت ما بالاي 55 درصد شركت كردند. دشمن از ملت ما كينه دارد به همين دليل مي‌بينيم كه اين انتخابات پرشور را با جنجال به وسيله مزدوران خود از بين ببرند كه برخي طرفداران در اين ميان جهالت‌هايي كردند كه متاسفانه برخي نامزدها هم بي‌توجه بودند.

-----------------------------------

قبل از اینم آقای خرسند خبر اعتراضشون به دکتر احمدی نژادو تکذیب کرده بود.این رسانه های مغرض چه طور می خوان جواب بدن ؟

+ نوشته شده در  88/03/29ساعت 11:49  توسط محمدباقر محمدی راد  | 

فردا؛ تجمع دانشجويان و مردم مقابل دادستاني تهران / چه كساني بيانيه‌هاي موسوي را مي‌نويسند؟

فردا؛ تجمع دانشجويان و مردم مقابل دادستاني تهران

به گزارش خبرنگار سياسي خبرگزاري فارس، در اطلاعيه بسيج دانشجويي، اتحاديه جامعه اسلامي دانشجويان ، اتحاديه انجمن‌هاي اسلامي دانشجويان مستقل و جنبش عدالتخواه دانشجويي آمده است: ما تشكل‌هاي دانشجويي از عموم شهروندان غيور و هميشه درصحنه خصوصا دانشجويان آگاه دعوت مي‌كنيم براي مطالبه موارد زير از قوه قضاييه راس ساعت 10 صبح فردا 28 خرداد 88 در مقابل دادستاني تهران واقع در ميدان 15 خرداد حضور به هم رسانند.
موارد مورد مطالبه به شرح زير است:
1- برخورد قاطع، جدي و انقلابي با عوامل آشوب‌هاي اخير در تهران
2- صدور حكم دستگيري و محاكمه علني فائزه و مهدي هاشمي به جهت ايفاي نقش مستقيم در تحريك مردم براي آشوب و اغتشاش و سازماندهي اراذل و اوباش براي تخريب اموال عمومي و برهم زدند فضاي رواني جامعه.

چه كساني بيانيه‌هاي موسوي را مي‌نويسند؟

به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از شبكه ايران، يك روز از ديدار مقام معظم رهبري با نمايندگان چهار كانديداي حاضر در انتخابات دهم رياست جمهوري مي‌گذرد. رهبري در اين ديدار همگان را به آرامش دعوت كردند: "هم، آن كساني كه اكثريت را بدست آورده اند و هم آن كساني كه موفق به كسب اكثريت نشده اند، بايد با صبر و بردباري و حفظ ظرفيت لازم، در رفتار و حركات خود مراقبت كنند. "
حالا يك روز از آن ديدار مي گذرد و همه مردم با توجه به وقايع ناگوار پيش آمده در شب‌هاي اخير، انتظار رفتاري آرامش‌بخش از كانديداها دارند.
با وجود چنين انتظاري، امروز بيانيه ديگري از سلسله بيانيه‌هاي ميرحسين موسوي براي دعوت حاميانش "به حضور در صحنه " منتشر شد.
در اين بيانيه او از حاميانش خواسته كه فردا، پنجشنبه، با حضور در مراكز گوناگون و با استفاده از نمادهاي سوگواري، همدردي خود را با بازماندگان كساني كه در اغتشاشات اخير "شهيد " شده اند، اعلام كنند.
صدور بيانيه هاي پي در پي از سوي موسوي كه در آن ها مردم به حضورهاي خياباني دعوت مي شوند در حاليست كه به گفته سخنگوي شوراي نگهبان، اين نامزد انتخابات اخير تا كنون براي اثبات ادعاي خود درباره مخدوش بودن انتخابات حتي يك برگ سند هم ارائه نكرده است.
با اين حال شباهت عجيب ادبيات اين بيانيه‌ها با بيانيه‌هاي سازمان مجاهدين، تناقض ميان حضور دوستانه و مودبانه ديروز نمايندگان موسوي در محضر رهبر انقلاب با آنچه امروز به عنوان بيانيه از سوي وي صادر شده است را حل مي‌كند.
در اين زمينه تحليل كارشناسان رسانه‌اي حاكيست كه بيانيه هاي مذكور نتيجه تصميمات خودسرانه حلقه متخصصين جنگ رواني‌اي است كه اين روزها نزديك به موسوي است.
حضور افرادي چون "محمدرضا تاجيك " و "علي ربيعي(عباد) " در حلقه اول و ارتباط تنگاتنگ اين حلقه با تيم جنگ رواني مشاركت متشكل از افرادي چون "خسرو تهراني " ، "سعيد حجاريان "، "ميردامادي " و "امين زاده " در ستاد موسوي پيش از اين نيز مشخص بود كه با اهدافي براي بعد از انتخابات انجام مي‌شود.
اين گروه در دوران رياست جمهوري هاشمي رفسنجاني با بودجه نهاد رياست جمهوري به كشورهاي همسايه و برخي كشورهاي ديگر اروپايي اعزام و در آنجا دوره هاي عالي "جنگ رواني " و "بحران " را گذرانده بودند.
با اين حال موسوي نيز كه سه روز پيش به ديدار رهبر انقلاب شتافته بود و فرمايشات ايشان درباره لزوم پيگيري قانوني ابهامات را پذيرفته بود،در برابر اين رفتارهاي خودسرانه مقاومت نمي كند.
گفتني است مقام معظم رهبري در ديدار با ميرحسين موسوي با اشاره به تحريكات دشمن و برخي طراحي‌هاي پشت صحنه براي به آشوب كشاندن خيابان‌ها خطاب به آقاي موسوي فرمودند: " جنس شما با اين گونه افراد متفاوت است و لازم است كارها را با متانت و آرامش پيگيري كنيد.

+ نوشته شده در  88/03/27ساعت 17:51  توسط محمدباقر محمدی راد  |